تاریخ و روانشناسی ترسناک بودن دلقک ها

تاریخ و روانشناسی ترسناک بودن دلقک ها

شما از ترس سرگرمی های آرایش شده تنها نیستید. مردم قرنهاست که از دلقک ها می ترسند

هنر دلقک هزاران سال است که وجود دارد. یک دلقک مشیک در زمان سلسله پنجم مصر در حدود 2500 سال قبل از میلاد مسیح به عنوان شوخی در دربار فرعون دادكری-آسی عمل كرد. شوخی های دربار از سال 1818 قبل از میلاد در چین اجرا می کردند. در طول تاریخ اکثر فرهنگ ها دارای شخصیت دلقک بوده اند.

یک کلمه - هرچند که توسط فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد یا راهنمای روانشناسی شناخته نشده است - برای ترس بیش از حد دلقک ها وجود دارد: Coulrophobia.

بسیاری از مردم در واقع از هراس ناتوان کننده دلقک ها رنج نمی برند. بسیاری دیگر ، اما آنها را دوست ندارند در Google عبارت "من از دلقک ها متنفرم" را جستجو کنید و اولین مورد ihateclowns.com است ، تالار گفتمانی برای دشمنان دلقک که ایمیل های vanity @ihateclowns.com نیز ارائه می دهد. یکی از صفحات فیس بوک "من از دلقک ها متنفرم" کمتر از 480،000 لایک دارد. برخی از سیرک ها کارگاه هایی را برگزار کرده اند تا به بازدیدکنندگان کمک کنند تا ترس خود را از دلقک ها کنار بگذارند و به آنها اجازه دهند مجریان را به شخصیت دلقک خود تبدیل کنند. در ساراسوتا ، فلوریدا ، در سال 2006 ، نفرت جمعی از دلقک ها وقتی ده ها مجسمه دلقک فایبر گلاس - بخشی از نمایشگاه هنرهای عمومی به نام "دلقک در اطراف شهر" و اشاره به تاریخ شهر به عنوان پناهگاه زمستانی برای سیرک های مسافرتی ، جنایتکار شد. خراب شده اند ، اندام آنها شکسته شده ، سرها جدا شده ، اسپری شده است. دو نفر ربوده شدند و ما فقط می توانیم سرنوشت غم انگیز آنها را حدس بزنیم.

حتی افرادی که قرار است دلقک ها را دوست داشته باشند - کودکان - ظاهراً دوست ندارند. در سال 2008 ، در دانشگاه شفیلد ، انگلستان ، با 250 کودک بین 4 تا 16 سال بررسی شد که اکثر کودکان از عکس دلقک ها خوششان نمی آمد و حتی می ترسیدند. گزارش بی بی سی در مورد این مطالعه شامل یک روانشناس کودک بود که به طور گسترده اظهار داشت: "تعداد کمی از بچه ها دلقک ها را دوست دارند. آنها ناآشنا هستند و از دوره ای متفاوت آمده اند. آنها خنده دار به نظر نمی رسند ، فقط عجیب به نظر می رسند. "

اما بیشتر دلقک ها سعی نمی کنند عجیب و غریب باشند. آنها سعی می کنند احمقانه و شیرین ، شخصیتی سرگرم کننده باشند. بنابراین سوال این است که چه زمانی دلقک ، که ظاهراً یک شخصیت سرگرم کننده از سرگرمی های بی ضرر و دوستدار بچه ها بود ، از ترس و ناراحتی سنگین شد؟ کی دلقک ها اینقدر تاریک شدند؟

شاید آنها همیشه بوده اند.

دلقک ها ، به عنوان بازیگران شوخی ، شوخی ، جوک ، هارکلین و حقه بازان افسانه ای از دیرباز وجود داشته اند. آنها در بیشتر فرهنگ ها ظاهر می شوند - دلقک های پیگمی در 2500 قبل از میلاد فرعونان مصر را به خنده انداختند. در چین باستانی امپراتوری ، دلقک دربار به نام YuSze ، طبق گفته ها ، تنها مردی بود که می توانست در نقشه امپراتور Qin Shih Huang برای نقاشی دیوار چین چاله کند. بومیان هوپی سنتی از شخصیت های دلقک داشتند که مراسم جدی رقص را با شوخی های مضحک قطع می کردند. دلقک روم باستان یک احمق سهمگین به نام stupidus بود. شوخی های درباری اروپای قرون وسطایی راهی برای تحریم افراد زیر انگشت شست فئودالی بود که به بچه های مسئول بخندند. و در قرن های 18 و 19 ، چهره دلقک غالب اروپای غربی و بریتانیا دلقک پانتومیم بود که نوعی حقه باز بود.

دیوید کیسر ، مدیر استعداد Ringling Bros. و Barnum & Bailey Circus می گوید دلقک ها همیشه جنبه های تاریکی هم داشته اند. به هر حال ، اینها شخصیت هایی بودند که آینه ای از خانه را بر جامعه منعکس کردند. دانشگاهیان خاطرنشان می کنند که کمدی آنها اغلب برگرفته از اشتهای سهمگین آنها برای غذا ، رابطه جنسی و نوشیدنی و رفتار شیدایی آنها بود. کیزر می گوید: "بنابراین دلقک از جهتی همیشه روحیه ای ناباب بوده است ... وقتی بزرگ شده است ، همیشه سرگرم سرگرمی بوده است ، اما بخشی از این سرگرمی کمی شیطنت بوده است."

"شیطنت" یک چیز است. تمایل به قتل مسلماً مورد دیگری است. اندرو مک کانل استت ، رئیس آموزش کارشناسی و استاد زبان انگلیسی در دانشگاه بوفالو ، SUNY ، استدلال کرد که آنچه در دلقک ها تغییر کرده است نحوه ظهور آن تاریکی است.

استوت نویسنده چندین مقاله در مورد دلقک های ترسناک و کمدی ، و همچنین زندگی پانتومیم جوزف گریمالدی است ، بیوگرافی بسیار مشهور 2009 از بازیگر معروف کمیک پانتومیم در صحنه Regency London. گریمالدی اولین جد قابل تشخیص دلقک مدرن ، نوعی هومو ارکتوس تکامل دلقک بود. او دلیل این است که دلقک ها هنوز گاهی "جویز" خوانده می شوند. گریمالدی از نظر تئاتری و نه از نوع سیرک بود ، اما آنقدر با دلقک های مدرن شناخته می شود که یک کلیسا در شرق لندن از سال 1959 هر سال به افتخار وی مراسم روز یکشنبه را انجام می دهد و جماعت همگی در محفل دلقک کامل لباس می پوشند.

در زمان او ، او بسیار قابل مشاهده بود: ادعا می شد که یک هشتم کامل مردم لندن گریمالدی را روی صحنه دیده اند. گریمالدی دلقک را به عنوان شخصیت اصلی پانتومیم تبدیل کرد و در ظاهر و رفتار او تغییر کرد. قبل از او ، یک دلقک ممکن است آرایش کرده باشد ، اما معمولاً روی گونه ها کمی رژ بود تا حس گلدار بودن ، مست های خنده دار یا یوکل های روستایی را تقویت کند. گریمالدی ، با لباسهای عجیب و رنگارنگ ، رنگ سفید تیره و سفید که روی لکه های قرمز روشن روی گونه هایش نقش بسته بود و روی آن موهاک آبی قرار داشت. او استاد کمدی فیزیکی بود - به هوا پرید ، روی سرش ایستاد ، با مشتهای خنده دار که تماشاگران را در راهروها می چرخاند ، مبارزه کرد - و همچنین طعنه هایی به مدهای پوچ روز ، تجربیات کمیک و ریبالد زد. آهنگ ها.

اما از آنجا که گریمالدی چنین ستاره ای بود ، شخصیتی که او اختراع کرده بود با او ارتباط تنگاتنگی داشت. و زندگی واقعی گریمالدی چیزی جز کمدی نبود - او با یک ستمگر پدر صحنه بزرگ شده بود. او مستعد حملات افسردگی بود. همسر اول او هنگام زایمان فوت کرد. پسرش دلقک الکلی بود که تا 31 سالگی خود را به مرگ نوشیده بود. و حرکات جسمانی گریمالدی ، جهش ها و لغزش ها و سیلی محکمی که او را مشهور کرده بود ، او را در درد دائمی و ناتوانی زودرس قرار داد. همانطور که خود گریمالدی به شوخی گفت: "من تمام روز خشمگین هستم ، اما شب ها شما را می خندانم." این که گریمالدی می تواند با آن شوخی کند نشان می دهد که چقدر زندگی واقعی غم انگیز او برای مخاطبانش شناخته شده بود.

در همین حال ، پس از شهرت گریمالدی در بریتانیا ، چهره دلقک اصلی قاره "پیروت" ژان گاسپارد دبورائو بود ، دلقکی با رنگ صورت سفید که با لب های قرمز و ابروهای سیاه و سفید نشانه گذاری شده بود و حرکات خاموش آن تماشاگران فرانسوی را خوشحال کرد. دبورو در خیابان های پاریس به همان اندازه معروف بود که گریمالدی در لندن ، حتی بدون آرایش او شناخته شده بود. اما در جایی که گریمالدی غم انگیز بود ، دبورو بدجنس بود: در سال 1836 ، دبورائو پس از اینکه جوانان در خیابان به او فحاشی کردند (پس از قتل تبرئه شد) ، پسری را با ضربه چوب دستی خود کشت. بنابراین دو بزرگترین دلقک در دوران اولیه دلقک مدرن ، مردانی زیر آن رنگ چهره بودند.

پس از دوران شکوفایی گریمالدی و دبورو ، سنت های پانتومیم و تئاتر تغییر کرد. دلقک تا حد زیادی تئاتر را برای عرصه نسبتاً جدید سیرک ترک کرد. این سیرک در اواسط دهه 1760 با نمایش سوارکاری کارآفرین انگلیسی ، نمایشگاه های "شاهکار سواری" در عرصه ای دایره ای شروع به کار کرد. این نمایش های ترفند سواری به زودی شروع به جذب مجری های دیگر کرد. دلقک ها همراه با ژانگولرها ، هنرمندان ذوزنقه و آکروبات ها آمدند. استوت توضیح می دهد که در اواسط قرن نوزدهم ، دلقک ها به نوعی "شخصیت ترکیبی گریمالدی [تبدیل شده بودند] که بیشتر با سبک کلی دلقک بندی کلی و کم رنگ تفاوت داشت.

دلقک ها از هیجان و لرز اقدامات جسورانه سیرک تسکین کمیکی داشتند ، حضوری آنارشیک که دقت آکروبات ها یا اسب سواران را ستایش می کرد. در همان زمان ، طنز آنها لزوماً گسترده تر شد - دلقک ها فضای بیشتری برای پر کردن داشتند ، بنابراین حرکات و اقدامات آنها باید آشکارتر باشد. اما دلقک هنوز هم با طنازی تیره رنگ آمیزی شده بود: ادموند دو گنکور منتقد ادبی فرانسوی که در سال 1876 می نویسد می گوید: "هنر دلقک اکنون وحشتناک و مملو از اضطراب و دلهره است ، شاهکارهای خودکشی آنها ، حرکات وحشیانه آنها و ... شبیه سازی دیوانه وار به یاد حیاط پناهگاه دیوانه می افتد. " سپس اپرای ایتالیایی 1892 ، پاگلیاچی (دلقک ها) وجود دارد ، که در آن شخصیت اصلی چله دار ، بازیگر قالب دلقک گریمالدین ، ​​همسر فریبکار خود را در هنگام اجرا روی صحنه می کشد. دلقک ها نگران کننده بودند - و منبع خوبی برای نمایش بودند.

انگلستان سیرک و دلقک هایش را به آمریکا صادر کرد ، جایی که این سبک شکوفا شد. در اواخر قرن 19 امریکا ، سیرک از یک اسب تک حلقه به یک اسراف سه حلقه ای تبدیل شد که در راه آهن کشور را طی می کرد. اماکن و طنز تغییر کرد ، اما تصاویر دلقک های ناراحت کننده ، غم انگیز و غم انگیز باقی ماندند-به عنوان مثال ، امت کلی مشهورترین دلقک های "دورهمی" آمریکایی بود ، مردان غمگین با سایه های پنج ساعته و لباس های پاره که هرگز لبخند زد ، اما با این وجود آنها خنده دار بودند. "ویلی خسته" کلی متولد یک تراژدی واقعی بود: فروپاشی ازدواج او و وضعیت مالی رو به فروپاشی آمریکا در دهه 1930.

اما این روزهای اوج نیز نشان دهنده تغییر واقعی در دلقک بود. قبل از اوایل قرن بیستم ، انتظار چندانی وجود نداشت که دلقک ها باید نمادی کاملاً بدون تغییر از سرگرمی ، بیهودگی و شادی باشند. برای مثال دلقک های پانتومیم شخصیت هایی بودند که خطوط داستانی بیشتر برای بزرگسالان داشتند. اما دلقک ها اکنون تقریباً سرگرمی کودکان بودند. هنگامی که شخصیت ساخته شده آنها بیشتر با کودکان ارتباط برقرار کرد و بنابراین انتظار بی گناهی داشت ، هر چه را که آرایش ممکن است پنهان کند ترسناک تر کرد-ایجاد یک مین فوق العاده برای هنرمندان ، فیلمسازان ، نویسندگان و خالقان فرهنگ عامیانه.

از دیدگاه روانشناس ، ترس از دلقک ها اغلب در دوران کودکی شروع می شود. حتی در کتاب مقدس روانشناسان ، راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی یا DSM ، از ترس دلقک ها مدخلی وجود دارد ، هرچند که در زیر چتر یک فوبیای کودکان از شخصیت های لباس پوشیده (طلسم های ورزشی ، میکی موس) قرار دارد. "این به طور معمول در کودکان در حدود دو سالگی شروع می شود ، زمانی که آنها نیز از بودن در کنار غریبه ها نگران می شوند. در آن سن ، ذهن کودکان هنوز در حال رشد است ، کمی ترکیب وجود دارد و آنها همیشه نمی توانند خیال را از واقعیت جدا کنند. " دیگو که از واقعیت مجازی برای درمان مشتریان استفاده می کند.

او می گوید ، اکثر مردم از ترس رشد می کنند ، اما نه همه - شاید حدود 2 درصد از بزرگسالان از دلقک ها می ترسند. فوبیای دلقک بزرگسال با رنگ چهره دلقک و ناتوانی در خواندن احساسات واقعی بر روی چهره یک دلقک و همچنین این تصور که دلقک ها قادر به انجام رفتارهای شیدایی هستند ، اغلب بدون عواقب ، ناراحت می شوند.

کیسر می گوید: "من فکر می کنم همه ما دلقک های فوق العاده ای را تجربه کرده ایم ، اما همه ما دلقک هایی را نیز تجربه کرده ایم که در جوانی یا عدم آموزش ، متوجه آن نمی شوند ، اما حمله می کنند." بیش از حد در تلاش برای خنداندن کسی "یکی از مواردی که ما بر آن تاکید می کنیم این است که شما باید بدانید چگونه در مورد فضای افراد قضاوت کرده و به آنها احترام بگذارید." او می گوید دلقک در ارتباط است نه پنهان کردن. آرایش دلقک خوب منعکس کننده احساسات فرد است ، نه نقابی که در پشت آن پنهان شود-در واقع آنها بی گناه هستند و ترسناک نیستند.

شواهدی وجود دارد که علیرغم ادعاهای مطالعه دانشگاه شفیلد ، بچه ها در واقع مانند دلقک ها رفتار می کنند: برخی از مطالعات نشان داده اند که دلقک های واقعی تأثیر مثبتی بر پیامدهای سلامتی کودکان بیمار دارند. شماره ژانویه 2013 مجله روانشناسی سلامت یک مطالعه ایتالیایی منتشر کرد که نشان می داد ، در یک کارآزمایی تصادفی کنترل شده ، حضور یک دلقک درمانی باعث کاهش اضطراب قبل از عمل در کودکانی که برای جراحی جزئی رزرو شده اند ، می شود. یک مطالعه دیگر ایتالیایی ، که در سال 2008 انجام شد و در شماره دسامبر 2011 در مجله طب طبیعی منتشر شد ، نشان داد که کودکان بستری در بیماریهای تنفسی پس از بازی با دلقک های درمانی سریعتر بهبود یافتند.

و Kiser ، البته ، نمی بیند که دلقک در کوچکترین چیزی کاهش یافته است. اما دلقک های خوب همیشه کمبود دارند و این دلقک های خوب هستند که هنر را زنده نگه می دارند. او می گوید: "اگر دلقک واقعاً یک قلب گرم و دلسوز و بامزه است ، در درون فردی که سخت تلاش می کند تا این دلقک را بیرون بیاورد ... من فکر می کنم آن نبردها [با ترس دلقک] بسیار برنده است." "این در مورد حمله نیست ، در مورد دوست داشتن است. این در مورد نزدیک شدن از محل عشق و شادی است و وقتی واقعاً به آن نگاه می کنید ، می بینید که این واقعاً واقعی است ، جعلی نیست. "

نظرات بازدیدکنندگان